شلم شورباي (١-١٧)
درود
منقول است شخصي عزم سفر به مكه نمودندي و بهر ستردن نا پاكي ز مال نزد آخوندي برفتندي در بلد آمارد!
شيخ ، زان شيوخ بودندي كه بر منبر از فلسفه و عرفان گفتندي و چون بلبلان و هزاردستان!! شعر از شمس و مولوي همي خواندي و كمتر حسين و دوطفلان شهيد نمودندي و اشك ستاندي از حضار.
القصه
شيخ از منبع درآمد پرسيدندي و شخص امتناع نمودندي از بيان!!
دگر باره شيخ گفتندي گر من همي ندانستمي كه منبع درامدت چه بودستني، چگونه توانستمي حلال و حرام تشخيص دادمي كه با چه درصدي ستاندن ، الباقي مالت پاك همي گشتيدني و حجت مقبول همي افتادني!!!؟
شخص پيچ و تاب همي خوردندي و به ناچار طشت از بام انداختي كه: ز كون دادن!!!
شيخ فرياد و فغان سر دادندي كه : اي واي از لواط!!؟
از پول لواط ده درصد بر تو حلال است كه خرج بواسير نمايي و نود درصد بايد اينجا إخ نمايندي!!
شخص را زين قضاوت خوش نيامدندي و بهر تفكر و چاره جوئي از سراي شيخ به در شدي!
در راه دوستي را ديدندي و دوست از حالش پرسيدندي.
بگفتا ز نزد شيخ بلبل همي آيم.
شيخ بگفتا: ٩٠ ده تا ١٠ حلالت گردد!
دوست بگفتا، شيخ هزاردستان رها نما و به نزد شيخي رو كه ( بنده ي خدا) باشد و از جود و بخشش بويي برده باشد!!
ادامه دارد
شلم شورباي( ٢-١٧)
درود
شخص بنا بر توصيه ي دوست به نزد شيخ معروف به بنده ي خداي بخشنده!
رفتندي و درد خويش گفتندي و شيخ از منبع كسب مال پرسيدندي و چون شنيدستتدي كه از راه لواط پولي جمع شدندي، پس از لختي تامل و خاراندن سر و ته!!
بگفتا:
گر ده درصد از مال دهي! نود درصد بر تو حلال است چون شير مادر.
شخص هاج و واج گشتندي و رو به شيخ پرسيدندي:
آي شيخ، آياپيغمبرت و اسلامت و مذهبت با پيغمبر و اسلام و مذهب شيخ بلبل توفيري داشتندي؟!
شيخ بگفتا خير!
ز چه روي اين سوال پرسيدندي؟!
شخص بگفتا : پيشتر به نزد شيخ بلبل برفتندم و طلب پاك كردن مال همي نمودندم، وي نود درصد طلب نمود و ده درصد را پاك بدانستندي!
ولي
چگونه است كه تو، ده مي ستاني و نود پاك مي كني؟!
شيخ همانگونه كه ته مي خاراند جمله ي كليدي بدين صورت بگفتا كه:
من ميدانم كه تو در آن زير چه كشيدندي و بلبل اين چه داند!!
و بدين سان بود كه شخص ارزان حاج گشتندي.
الاحقر : شلم شوربا نگار
میشه خوند!...
ما را در سایت میشه خوند! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 9:44