میشه خوند!

خرید بک لینک
خاطرات دوران كارمندي (۱۲) سلام بعد از تازه شدن گلو ! نوبت شخص من شد که پاسخگوی اعمال خودم باشم. گفت: خوب آقای مهندس، شما نماز جمعه هم تشریف می برید؟ من: نه! پرسید: چرا؟ من: جمعه ها یکی از کارگران میشه خوند!...ادامه مطلب

ما را در سایت میشه خوند! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 23:14

خاطرات دوران كارمندي (١٣) سلام ترا خدا شما ديگه تكفيرم نكنيد. بخونيد و بگذريد. حرفهاي سي سال پيشه!! از گزينش چالشي كه ديروز ارائه دادم نزديك به دو سال گذشت و پاسخي از گزينش به سازمان كشاورزي استان ماز میشه خوند!...ادامه مطلب

ما را در سایت میشه خوند! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 23:14

خاطرات دوران كارمندي(١٤) سلام موقعي كه در اداره ی حفظ نباتات آمل شاغل بودم. به دلیل طغیان آفت ملخ در منطقه ی کوهستانی مسیر جاده ی هراز، به همراه تنی چند از همکاران حفظ نباتات عازم منطقه شدیم و کار سنگ میشه خوند!...ادامه مطلب

ما را در سایت میشه خوند! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 23:14

خاطرات دوران كارمندي(١٥) سلام ديروز خاطره اي از مبارزه با ملخ، گفته بودم. در راستاي همان وظايف ، مبارزه با موش هم جزو وظايف ذاتي ما حفظ نباتاتي ها بود. از آنجائي كه شيوع اين نوع عوامل خسارتزا، انعكاس میشه خوند!...ادامه مطلب

ما را در سایت میشه خوند! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 23:14

خاطرات دوران کارمندی(١٦) سلام گاهی در حین و یا پس از انجام ماموریت صحرائی، برای کار شخصی، تو مسیر سری به جاهایی می زدیم، خاطره ی امروز مال روزی است که از ماموریت سرخرود برمی گشتیم، سر راه به بازار ماه میشه خوند!...ادامه مطلب

ما را در سایت میشه خوند! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 23:14

صفحه بندی