خاطرات دوران کارمندی(12)؛ تجربه ی گزینش رفتن
خاطرات دوران کارمندی(12) + تجربه ی گزینش رفتن خاطرات دوران كارمندي (۱۲) سلام بعد از تازه شدن گلو ! نوبت شخص من شد که پاسخگوی اعمال خودم باشم. گفت: خوب آقای مهندس، شما نماز جمعه هم تشریف می برید؟ من: نه! پرسید: چرا؟ من: جمعه ها یکی از کارگران مرغداری تعطیل می کنه و من باید مرغداری باشم! پرسید: مگه نم...
خاطرات دوران کارمندی(13)؛ تجربه ی گزینش رفتن
خاطرات دوران کارمندی(13) + تجربه ی گزینش رفتن خاطرات دوران كارمندي (١٣) سلام ترا خدا شما ديگه تكفيرم نكنيد. بخونيد و بگذريد. حرفهاي سي سال پيشه!! از گزينش چالشي كه ديروز ارائه دادم نزديك به دو سال گذشت و پاسخي از گزينش به سازمان كشاورزي استان مازندران برايم ارسال نشد تا در صورت تأئيدم، بتوانند برام ...
خاطرات دوران کارمندی(14)؛ مبارزه با موش و ملخ
خاطرات دوران کارمندی(14) + مبارزه با موش و ملخ خاطرات دوران كارمندي(١٤) سلام موقعي كه در اداره ی حفظ نباتات آمل شاغل بودم. به دلیل طغیان آفت ملخ در منطقه ی کوهستانی مسیر جاده ی هراز، به همراه تنی چند از همکاران حفظ نباتات عازم منطقه شدیم و کار سنگین مبارزه را به طور شبانه روزی آغاز کردیم. با طلوع آف...
خاطرات دوران کارمندی(15)؛ مبارزه با موش
خاطرات دوران کارمندی(15) + مبارزه با موش خاطرات دوران كارمندي(١٥) سلام ديروز خاطره اي از مبارزه با ملخ، گفته بودم. در راستاي همان وظايف ، مبارزه با موش هم جزو وظايف ذاتي ما حفظ نباتاتي ها بود. از آنجائي كه شيوع اين نوع عوامل خسارتزا، انعكاس رسانه اي هم پيدا مي كند، معمولا زمان مناسبی برای بهره بردار...
خاطرات دوران کارمندی(16)؛ دارغاز
خاطرات دوران کارمندی(16) + دارغاز خاطرات دوران کارمندی(١٦) سلام گاهی در حین و یا پس از انجام ماموریت صحرائی، برای کار شخصی، تو مسیر سری به جاهایی می زدیم، خاطره ی در روز جاری مال روزی است که از ماموریت سرخرود برمی گشتیم، سر راه به بازار ماهی فروش‌رسانیهای محمود آباد سری زدیم. ماهی آزاد محشری دیدیم و...
خاطرات دوران کارمندی(17)؛ تاسیس مدیریت کشاورزی محمود آباد
خاطرات دوران کارمندی(17) + تاسیس مدیریت کشاورزی محمود آباد خاطرات دوران كارمندي( ١٧) سلام اوائل سال ۷۵ بود، بنا به دلائلی تصمیم گرفتیم منتقل شیم به تهران. درخواست من همزمان شده بود با شهرستان شدن محمودآباد و الزام سازمان کشاورزی استان به تاسیس هر چه زودتر مدیریت کشاورزی در آن شهرستان. درخواست من افت...
خاطرات دوران کارمندی(18)؛ تاسیس مدیریت کشاورزی محمود آباد
خاطرات دوران کارمندی(18) + تاسیس مدیریت کشاورزی محمود آباد خاطرات دوران كارمندي(١٨) سلام فرصتي پيدا شد، با مدير آمل دو نفره نشستيم. ايشان ليست كل كاركنان را آوردند و اسامي كساني را كه قبلاً علامت زده بودند را ميخواندند و من مي نوشتم. حيرون بودم كه سيد چه ميكند؟ البته با خود!! به من كه داشت لطف مي كر...
خاطرات دوران کارمندی(19)؛ شورای اداری اردیبهشت 76؛ انتخابات
خاطرات دوران کارمندی(19) + شورای اداری اردیبهشت 76+ انتخابات خاطرات دوران كارمندي(١٩) سلام اداره راه افتاد و همه چي سر جاي خودش بود. از برنامه هاي روتين من شركت در دو جلسه ي شوراي اداري بود. يكي شوراي اداري شهرستان كه به رياست فرماندار تشكيل ميشد و شروع کارش هر بار با قرائت قرآن توسط يكي از مديران ش...
خاطرات دوران کارمندی(20)؛ شورای اداری دوم خرداد 76؛ انتخابات
خاطرات دوران کارمندی(20) + شورای اداری دوم خرداد 76+ انتخابات خاطرات دوران کارمندی (۲۰) سلام از جلسه ي فوق العاده ي شوراي اداري اواخر ارديبهشت ٧٦ بگم كه مطابق معمول در فرمانداري برگزارشد و مبحثش انتخابات ِدر پيش روي رياست جمهوري بود. كاندیداها، این ۴ نفر بودند: زواره اي و ري شهري كه براي خنده بودند ...
خاطرات دوران کارمندی(21)؛ دوم خرداد 76؛ انتخابات
خاطرات دوران کارمندی(21) + دوم خرداد 76+ انتخابات خاطرات دوران كارمندي(٢١) سلام گفتم كه داشتيم آرا را مي شمرديم كه پيكي از طرف فرماندار برام پيغام آورده بود. رفتم پيشش، ديدم ميگه آقاي فرماندار فرمودند كه به شما بگم : آراي باطله و مخدوش را به حساب آقاي ناطق منظور كنيد!!! خويشتنداري كردم و پرسيدم: ديگ...
خاطرات دوران کارمندی(12) + تجربه ی گزینش رفتن
خاطرات دوران كارمندي (۱۲) سلام بعد از تازه شدن گلو ! نوبت شخص من شد که پاسخگوی اعمال خودم باشم. گفت: خوب آقای مهندس، شما نماز جمعه هم تشریف می برید؟ من: نه! پرسید: چرا؟ من: جمعه ها یکی از کارگران
خاطرات دوران کارمندی(13) + تجربه ی گزینش رفتن
خاطرات دوران كارمندي (١٣) سلام ترا خدا شما ديگه تكفيرم نكنيد. بخونيد و بگذريد. حرفهاي سي سال پيشه!! از گزينش چالشي كه ديروز ارائه دادم نزديك به دو سال گذشت و پاسخي از گزينش به سازمان كشاورزي استان ماز
خاطرات دوران کارمندی(14) + مبارزه با موش و ملخ
خاطرات دوران كارمندي(١٤) سلام موقعي كه در اداره ی حفظ نباتات آمل شاغل بودم. به دلیل طغیان آفت ملخ در منطقه ی کوهستانی مسیر جاده ی هراز، به همراه تنی چند از همکاران حفظ نباتات عازم منطقه شدیم و کار سنگ
خاطرات دوران کارمندی(15) + مبارزه با موش
خاطرات دوران كارمندي(١٥) سلام ديروز خاطره اي از مبارزه با ملخ، گفته بودم. در راستاي همان وظايف ، مبارزه با موش هم جزو وظايف ذاتي ما حفظ نباتاتي ها بود. از آنجائي كه شيوع اين نوع عوامل خسارتزا، انعكاس
خاطرات دوران کارمندی(16) + دارغاز
خاطرات دوران کارمندی(١٦) سلام گاهی در حین و یا پس از انجام ماموریت صحرائی، برای کار شخصی، تو مسیر سری به جاهایی می زدیم، خاطره ی امروز مال روزی است که از ماموریت سرخرود برمی گشتیم، سر راه به بازار ماه
خاطرات دوران کارمندی(17) + تاسیس مدیریت کشاورزی محمود آباد
خاطرات دوران كارمندي( ١٧) سلام اوائل سال ۷۵ بود، بنا به دلائلی تصمیم گرفتیم منتقل شیم به تهران. درخواست من همزمان شده بود با شهرستان شدن محمودآباد و الزام سازمان کشاورزی استان به تاسیس هر چه زودتر مدی
خاطرات دوران کارمندی(18) + تاسیس مدیریت کشاورزی محمود آباد
خاطرات دوران كارمندي(١٨) سلام فرصتي پيدا شد، با مدير آمل دو نفره نشستيم. ايشان ليست كل كاركنان را آوردند و اسامي كساني را كه قبلاً علامت زده بودند را ميخواندند و من مي نوشتم. حيرون بودم كه سيد چه ميكن
خاطرات دوران کارمندی(19) + شورای اداری اردیبهشت 76+ انتخابات
خاطرات دوران كارمندي(١٩) سلام اداره راه افتاد و همه چي سر جاي خودش بود. از برنامه هاي روتين من شركت در دو جلسه ي شوراي اداري بود. يكي شوراي اداري شهرستان كه به رياست فرماندار تشكيل ميشد و شروعش هر بار
خاطرات دوران کارمندی(20) + شورای اداری دوم خرداد 76+ انتخابات
خاطرات دوران کارمندی (۲۰) سلام از جلسه ي فوق العاده ي شوراي اداري اواخر ارديبهشت ٧٦ بگم كه مطابق معمول در فرمانداري برگزارشد و موضوعش انتخابات ِدر پيش روي رياست جمهوري بود. كاندیداها، این ۴ نفر بودند
خاطرات دوران کارمندی(21) + دوم خرداد 76+ انتخابات
خاطرات دوران كارمندي(٢١) سلام گفتم كه داشتيم آرا را مي شمرديم كه پيكي از طرف فرماندار برام پيغام آورده بود. رفتم پيشش، ديدم ميگه آقاي فرماندار فرمودند كه به شما بگم : آراي باطله و مخدوش را به حساب آ